محمد امینمحمد امین، تا این لحظه: 13 سال و 1 ماه و 16 روز سن داره
ساراسارا، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 3 روز سن داره

عشق مامان و بابا

اولین مسافرت سه نفره

سلام عشق مامان حالت چطوره عزیز دلم؟ نمیدونم کی این خاطراتت رو میخونی اصن وقتی میخونی،من هستم یا نه؟ به هر حال میخوام بدونی با همه ی عشقم اینا رو برات مینویسم ایشالا زنده باشیم و روز به روز بزرگ شدن و پیشرفتت رو ببینیم. خب گلم برات بگم از مسافرتمون که از یه هفته پیش میخواستیم بریم ولی هر روز یه موردی پیش میومد و موندگار میشدیم. جای دوری هم نمیریما ولی چی بگم از صبر بابا صابرت بالاخره قرار شد که امروز چهارشنبه راه بیوفتیم.صبح زود ساعت 4یا5 باورت میشه؟؟؟ صب ساعت از خواب بیدار شدیم بعد که دیدیم دیرمون شده گفتیم صبحونمون رو هم نوش جان کنیم وبعد راه بیوفتیم.کم کم وسایلمون رو جم کردیم وسرانجام ساعت9.30 راه افتادیم    &n...
30 بهمن 1392

شب یلدا

گل ‍‍پسر مامان شب چله رو هم پشت سر گذاشتیم.روز جمعه آنا اینا اومدن و تو خونه خودمون چله گرفتیم که انا  برات  2تا پیرهن و یه شلوار خریده بود. و فرداش رفتیم خونه مامان جون.عصرش رفتیم دکتر آخه انگار دوباره سرماخوردی دکتر گف حالت خوبه و زیادی نگران شدیم ولی چون دفه قبل خیلی اذیت شدی این سری زود بردیمت که بدتر نشی.دکتر وزن و قدتم اندازه گرفت که ماشالا خوب تپل شدی.8 کیلو 63 سانت برگشتیم و برگشتن همانا و گریه ی جناب عالی همانا. فقط سرپا نگهت داشتیم.مجال ندادی یه خورده هندونه بخوریم یا یه عکس ازت بگیریم.خوب شد این چن تا عکس رو بابایی گرفت ولی حیف که گریه هات نذاشتن کنار میز یلدا هم عکسی برای یادگاری...
28 بهمن 1392
1